مجید حاتم زاده مقدم: شورای امنیت سازمان ملل متحد قصد داشت با تصویب قطعنامه ای دیگر علیه کشوری مستقل و با ثبات در خاورمیانه یعنی سوریه، اوضاع این کشور را بی ثبات جلوه دهد و مسیر نابودی اقتصاد و سیستم حکومتی آن را مهیا کند.
شورای امنیت که اکنون به «شورای کفتارها» ملقب شده است دیگر به طور آشکار در مسیر تحقق اهداف کشورهای استعمارگر، یعنی آمریکا، انگلیس و فرانسه در حرکت است.اگر به گذشته بر گردیم و به چگونگی تشکیل این نهاد بین المللی نظری بیندازیم، خواهیم فهمید دلیل اصلی تشکیل این شورا چه بوده است.
پس از جنگ جهانی دوم و پیروزی متفقین (فرانسه، انگلیس و آمریکا) در برابر جبهه متحدین (آلمان نازی و ایتالیای فاشیستی)، تصمیم گرفته شد کشورهای پیروز این جنگ، اداره جهان را حتی شده با زور به دست گیرند و هر کشوری که بر خلاف نظر و منافع آنها حرکت کند برای نابودی و یا تضعیف آن همکاری کنند که نتیجه چنین تصمیمی تشکیل نهادی بین المللی به نام شورای امنیت سازمان ملل متحد بود که اتفاقاً از سال 1945 تا کنون مأموریتش را در جهت منافع استعمارگران غربی به خوبی انجام داده است.
باید گفت هر چند این تصمیم، نتیجه اشتباهات دو رهبر جنایتکار اروپایی بوده است، ولی آنچه پیداست تا کنون کشورهای مستقل جهان، تاوان آن را پس داده اند.
سکوت اعضای دایم شورای امنیت در برابر ظلم آشکار حکام عربی و حتی کمک نیروهای این سازمان در برخی مواقع به رهبران این کشورها از این واقعه غمبار حکایت دارد که پول کشورهای جهان در راهی خرج می شود که اهداف اصلی مستکبران غربی را تامین کند.
تازه ترین تلاش شورای امنیت در تحقق ماموریت خود، شروع پروژه ای است که انتهای آن براندازی حکومت مستقل سوریه و همزمان تغییر افکار عمومی از انقلاب کشورهای عربی خاورمیانه است.در این موضوع که براندازی نظام مستقل کشورهای ایران، سوریه و کره شمالی در راس برنامه «شورای کفتارها» وجود دارد تردیدی نیست، اما شروع این پروژه باید از جایی باشد که کمترین هزینه را برای آنها در برداشته باشد.
تهیه پیش نویس این شورا برای بلوکه کردن دارایی های سوریه در نخستین گام هرچند با مخالفت روسیه و چین تحقق نیافت، ولی بی گمان این روند تا کسب توافق این دو کشور در این خصوص ادامه خواهد یافت.
باید اضافه کرد هرچند تلاش کشورهای آمریکا، انگلیس و فرانسه در شورای امنیت با مخالفت جبهه شرق یعنی روسیه و چین در برخی از مواقع به شکست انجامیده است، اما سیاستمداران این کشورها در همراهی مخالفان خود از هیچ گزینه ای غافل نبوده و نیستند.
تصویب سه قطعنامه شورای امنیت علیه برنامه هسته ای ایران (قطعنامه های شماره 1737، 1747 و 1803) با وجود مخالفت روسیه، این امید را برای جبهه متحد غرب زنده نگه داشته است که با تطمیع اعضای دائم مخالف، می توان مسیر تحقق اهداف چندین ساله را پیمود.
در این نوشتار سعی می شود برای روشن شدن بیشتر اذهان در مورد ماهیت شوم این نهاد بین المللی، مهم ترین تصمیمات آن را که نقطه تاریکی است بر چهره سازمان ملل متحد، بیان شود.
قطعنامه ننگین 181
این قطعنامه 63 سال پیش در رابطه با تقسیم اراضی فلسطین به تصویب رسید.
فلسطین از 1917 تا 1948 تحت قیمومت بریتانیا بود و شاید بتوان ادعا کرد قیمومت انگلستان بر این سرزمین با هدف اجرای پروژه صهیونیسم و ایجاد وطن ملی برای یهودیان در فلسطین بوده است، زیرا عملکرد حکومت نظامی انگلستان در فلسطین در حوزه اختیارات خود و قوه قهریه بر ایجاد این واقعیت اشاره می کند.
موضوع فلسطین بی درنگ پس از تأسیس سازمان ملل توسط انگلستان به مجمع عمومی احاله شد. کمیته 11 نفره ای در خصوص موضوع فلسطین در نخستین نشست ویژه مجمع عمومی در آوریل 1947 تشکیل شد. مجمع عمومی پس از دو ماه بحث داغ در دومین نشست عادی خود در 29 نوامبر 1947با دو سوم رای اکثریت بین المللی طرح سازمان ملل برای تجزیه فلسطین را تحت لابی های شدید بریتانیا به تصویب رساند.
33 کشور به قطعنامه 181 سازمان ملل درباره تقسیم فلسطین رأی موافق دادند که عبارت بودند از: استرالیا، بلژیک، بولیوی، برزیل، بلاروس، کانادا، کاستاریکا، چکسلواکی، دانمارک، جمهوری دومنیکن، اکوادور، فرانسه، گواتمالا، هائیتی، ایسلند، لیبریا، لوکزامبورگ، هلند، نیوزیلند، نیکاراگوئه، نروژ، پاناما، پاراگوئه، پرو، فیلیپین، لهستان، سوئد، آفریقای جنوبی، اوکراین، آمریکا، شوروی، اروگوئه و ونزوئلا. در مقابل 13 کشور نیز به قطعنامه مذکور رای مخالف دادند که عبارت بودند از: افغانستان، کوبا، مصر، یونان، هند، ایران، عراق، لبنان، پاکستان، عربستان سعودی، سوریه، ترکیه و یمن.
مصوبات قطعنامه
این طرح برای پایان دادن به مناقشه اعراب و اسرائیل در نظر گرفته شده بود و به عنوان سندی چهار بخشی به متن قطعنامه ضمیمه شد. همچنین برای انقضای قیمومت، پیشرفت عقب نشینی ارتش انگلستان و تعیین مرزهای میان دو دولت مواردی تدارک دیده شد.
این طرح شامل موارد زیر بود:
* ایجاد دولتهای عربی و یهودی پیش از یکم اکتبر 1948.
* تقسیم فلسطین به هشت بخش: سه بخش به دولت عربی و سه بخش به دولت یهودی داده می شد، بخش هفتم، شهر یافا محدوده ای عربی در قلمرو یهودی را تشکیل می داد.
* رویه و ترتیبات بین المللی برای بیت المقدس به عنوان بخش هشتم، تحت مدیریت شورای قیمومت سازمان ملل.
قطعنامه 598
قطعنامه ای که برای جلوگیری از پیروزیهای ایران اسلامی و حفظ صدام بعثی صورت گرفت.
شورای امنیت سازمان ملل متحد که در زمان آغاز تجاوز عراق به ایران تا زمان برتری عراق سکوت اختیار کرده بود با آغاز روند پیروزیهای غرور آفرین سربازان ایران اسلامی دست به کار شد و برای جلوگیری از سقوط متحد یاغی خود در منطقه در ژوئیه 1987 به اتفاق آرا با صدور این قطعنامه، خواستار توقف جنگ و آتش بس در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شد، با این وعده که کمیته بی طرفی برای شناسایی و تعیین متجاوز تشکیل و خسارتهای عظیم جنگ تأمین گردد.مقامهای عالی جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر مجازات متجاوز این قطعنامه را قبول کردند، ولی در نهایت معلوم شد قدرتهای بزرگ و حامیان بین المللی رژیم عراق همچنان مانع اجرای عدالت بوده و برای حفظ دست نشاندگان خود از هیچ کوششی و به کار بردن هیچ ترفند و تهدیدی فروگذاری نخواهند کرد.
قطعنامه 678
شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از جنگ دوم خلیج فارس برای ایجاد وحشت در کشورهای ثروتمند عرب از خطر صدام، رئیس جمهور افسار گسیخته وقت عراق و همچنین پایان مأموریت وی در منطقه، قطعنامه 678 را صادر کردند. کشورهای غربی از صدور این قطعنامه چند هدف مهم را دنبال کردند:
1) حذف صدام که سند افتضاحی برای خود این کشورها بود و می توانست حقیقت آنان را در خصوص جنایاتی که در برابر ایران انجام دادند بر همه آشکار کند.
بی گمان باقی ماندن صدام می توانست دردسر بزرگی برای استعمارگران لانه کرده در پوشش شورای امنیت سازمان ملل باشد و هویت واقعی آنها را در ماموریت اصلی شان یعنی ایجاد تفرقه و ناامن کردن جهان روشن کند. بنابراین شورای امنیت با این قطعنامه عملاً مجوز حمله به عراق و نابودی این مهره سوخته بعث را فراهم کرد که متأسفانه مردم شیعه عراق تاوان این مساله را به سختی هرچه تمام تر پرداختند.
2) سرکیسه کردن کشورهای عرب منطقه همچون عربستان، کویت و امارات متحده عربی با فروش تسلیحات نظامی.
از سال 2003 به بعد کشورهای خاورمیانه در مجموع 495 میلیارد دلار تسلیحات خریداری کرده اند که بخش اعظم آن سهم کشورهای حوزه شورای همکاری خلیج فارس است.
پس از جنگ خلیج فارس در سال 1991، خریدهای نظامی اعضای شورای همکاری خلیج فارس و حضور نظامیان آمریکایی در این کشورها رشد چشمگیری داشت، به طوری که پس از عملیات موسوم به «طوفان صحرا، » اعراب به طور فزاینده ای خواهان خرید تسلیحات نظامی شدند که تمام این تسلیحات از سوی کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و رژیم صهیونیستی به اعراب فروخته شده است.
3) برای چپاول سایر کشورهای منطقه و حضور مداوم نیروهای آمریکایی و انگلیسی در خلیج فارس به بهانه حفاظت از امنیت این کشورها، پروژه ای بود که شورای امنیت سازمان ملل متحد با صدور این قطعنامه در مسیر تحقق اهداف استعمارگران غربی گام برداشت.
قطعنامه 1559
این قطعنامه در سال 2004 و در پی شکست مفتضحانه رژیم صهیونیستی از حزب ا... لبنان تصویب شد.
شکست ارتش رژیم غاصب صهیونیستی از یک تشکل مردمی همچون حزب ا... و خروج از جنوب لبنان باعث شد شورای امنیت سازمان ملل متحد با صدور این قطعنامه حکم به خلع سلاح لبنان دهد تا رژیم غاصب صهیونیستی به راحتی به تجاوزات وحشیانه خود ادامه دهد.
محکومیت این قطعنامه از سوی دولت لبنان و نیز سوریه و ایران و تکیه اساسی مردم لبنان بر سلاح مقاومت برای قطع تجاوزات رژیم صهیونیستی، باعث شد اسرائیل و آمریکا برای خلع سلاح مقاومت و زمینگیر نمودن این نیروها و نیز قطع پشتیبانی سوریه از حزب ا...، ترور رفیق حریری را به نیروهای امنیتی سوریه ارتباط بدهند. محیط سیاسی و امنیتی لبنان پس از ترور رفیق حریری بشدت بحرانی شده و نیروهای مخالف حزب ا... در دو سطح داخلی و منطقه ای در تلاش باشند ضمن استفاده از شرایط و پیچیدگیهای موجود داخلی لبنان، فضا را برای حذف نیروهای مقاومت به عنوان عنصر تاثیرگذار در تحولات داخلی و منطقه ای فراهم سازند.این تصمیم شورای امنیت نشان داد تمام قدرتش در اختیار آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی است و هیچ امیدی به داوری صحیح و مستقلانه این نهاد بین المللی نیست و تکیه کشورهای مستقل جهان به شورای امنیت برای حل مسایل منطقه ای کاری بیهوده و بی نتیجه است.
قطعنامه 1736
در23 دسامبر 2006 شورای امنیت حکمی را صادر کرد که در آن زورگویی و تضییع حقوق اولیه یک ملت مستقل و آزاد کاملاً مشخص است.
اعضای دایم شورای امنیت به همراه اعضای غیر دایم( یعنی هر 15 عضو) به پایان غنی سازی اورانیوم برای برنامه هسته ای جمهوری اسلامی رأی دادند، بدون آنکه کوچکترین برنامه حمایتی و جایگزینی برای آن در نظر گرفته باشند.حکمی که برنامه کاملاً قانونی هسته ای کشورمان را برای مدت نسبتاً طولانی به تأخیر انداخت.
این حکم در حالی بود که ایران به تمام قوانین آژانس بین المللی انرژی اتمی پایبند بوده و کوچکترین تخلفی در این رابطه مرتکب نشده بود.نکته تاریک و ننگین این قضیه در اینجا روشن می شود که صادر کنندگان این حکم از سوی اعضایی بود که خود به هیچ یک از قوانین سازمان انرژی اتمی پایبند نبوده و کوچکترین اهمیتی نیزبرای آن قایل نیستند.
آمریکا، انگلیس، فرانسه و رژیم غاصب صهیونیستی که گوش عالم را از خطر هسته ای شدن ایران (به باور خود) پر کرده اند از جنایتکاران بزرگ جنگی و استفاده کنندگان تسلیحات اتمی در برابر سایر ملتها بوده اند و هم اکنون نیز دارای بزرگترین زرادخانه های اتمی در دنیا بوده که حاضر نیستند درباره آن تحقیقاتی صورت بگیرد.به هر حال با نگاهی گذرا به گذشته و عملکرد سیاه و خائنانه این نهاد بین المللی می توان به راحتی فهمید که نه تنها امیدی به این تشکیلات برای حل مسایل و بحرانهای بین المللی نیست، بلکه با وجود حق وتوی اعضای دایم آن، بودجه 6 تا 8 میلیارد دلاری این نهاد در سال، که از سوی کشورهای جهان تأمین می شود در مسیر منافع کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه وروسیه هزینه می شود.




نظر شما